محققان دانشگاه تهران در قالب یک رساله دکتری با مطالعه موردی جنگل آموزشی خیرود، امکان احیای مسیرهای چوبکشی با استفاده از اقدامات مهندسی جهت بهبود کارکرد تولید آب در جنگلهای خزری را بررسی کردند.
به گزارش دیدهبان علم ایران، معصومه احمدی که با راهنمایی مقداد جورغلامی در دانشگاه تهران این پژوهش را انجام داده با اشاره به اهمیت حفاظت از خاک و منابع آب در جنگلهای هیرکانی گفت: پس از قطع درختان و انتقال چوب با استفاده از ماشینآلات سنگین، مسیرهایی در جنگل ایجاد میشود که بهعنوان مسیرهای چوبکشی شناخته میشوند. تردد ماشینآلات سنگین در این مسیرها موجب فشردگی و کوبیدگی خاک شده و در نتیجه، نفوذپذیری خاک در برابر بارش کاهش مییابد. در چنین شرایطی آب باران بهجای نفوذ در خاک، بهصورت رواناب سطحی جاری شده و میتواند موجب فرسایش خاک و انتقال رسوبات به پاییندست شود.
وی افزود: افزایش رواناب و انتقال رسوب علاوهبر از بین بردن خاک سطحی و ارزشمند جنگل، میتواند موجب افزایش ورود رسوبات به منابع آبی و مخازن سدها و در نهایت کاهش توان جنگل در تنظیم و تولید آب شود. با توجه به توقف بهرهبرداری چوب در جنگلهای شمال کشور، احیای مسیرهای چوبکشی قدیمی و کاهش آثار ناشی از فشردگی خاک در این مسیرها اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
این پژوهشگر با تشریح مراحل انجام پژوهش اظهار کرد: این مطالعه در بخش نمخانه جنگل آموزشی خیرود در نوشهر و طی یک دوره ۱۳ ماهه از شهریور ۱۳۹۶ تا مهر ۱۳۹۷، انجام شد. در این پژوهش برای بررسی امکان کاهش رواناب و فرسایش خاک در مسیرهای چوبکشی، سه نوع مالچ یا پوشش محافظ طبیعی شامل خاک اره، کلش برنج و لاشبرگ و سرشاخه مورد استفاده قرار گرفت.
احمدی ادامه داد: هر یک از این مالچها در سه ضخامت مختلف روی قطعات مشخصی از مسیر چوبکشی قرار گرفتند. همچنین یک قطعه از مسیر چوبکشی بدون استفاده از مالچ و یک قطعه از جنگل دستنخورده و سالم نیز بهعنوان شاهد در نظر گرفته شد. پس از هر بارندگی، میزان رواناب و مقدار رسوب تولیدشده در تمامی قطعات اندازهگیری و با یکدیگر مقایسه شد.
وی درباره نتایج بهدستآمده در زمینه کاهش رواناب گفت: استفاده از مالچها بهطور متوسط موجب کاهش رواناب در مسیرهای چوبکشی شد. در مقایسه با مسیر چوبکشی بدون مالچ، استفاده از خاک اره حدود ۳۸ درصد، کلش برنج حدود ۳۶ درصد و لاشبرگ و سرشاخه حدود ۳۱ درصد رواناب را کاهش دادند.
این پژوهشگر افزود: نتایج همچنین نشان داد افزایش ضخامت مالچ لزوماً به کاهش بیشتر رواناب منجر نمیشود. از سوی دیگر، با افزایش شدت یا حجم بارش، میزان رواناب در تمامی تیمارها افزایش یافت.
احمدی با اشاره به تأثیر مالچها بر کاهش رسوب اظهار کرد: تأثیر مالچها در کاهش رسوب بسیار چشمگیرتر از تأثیر آنها بر کاهش رواناب بود. در مسیر چوبکشی بدون مالچ، میانگین رسوب تولیدشده در هر بارندگی حدود ۳.۶۶ گرم در مترمربع بود، درحالیکه این میزان در جنگل دستنخورده حدود ۰.۱۱ گرم در مترمربع اندازهگیری شد.
وی ادامه داد: استفاده از مالچ خاک اره میزان رسوب را حدود ۱۳ برابر، کلش برنج حدود ۱۰ برابر و لاشبرگ و سرشاخه حدود ۷ برابر نسبت به مسیر بدون مالچ کاهش داد. این نتایج نشان میدهد که پوششهای طبیعی میتوانند با ایجاد یک لایه محافظ روی سطح خاک، از جدا شدن و انتقال ذرات خاک توسط آب جلوگیری کنند.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: مقایسه نتایج نشان داد که اثر مالچها در کنترل فرسایش و کاهش رسوب، بیشتر از اثر آنها در کاهش رواناب بوده است. همچنین همانند رواناب، با افزایش شدت بارندگی، میزان رسوب تولیدشده نیز افزایش پیدا کرد.
احمدی درباره مقایسه عملکرد انواع مالچها گفت: براساس میانگین نتایج، خاک اره بهترین عملکرد را در کاهش رواناب و رسوب داشت؛ با این حال، اختلاف میان انواع مالچها از نظر آماری معنادار نبود و هر سه نوع پوشش مورد استفاده، اثرات مثبتی در کاهش رواناب و رسوب نشان دادند. در میان ترکیبهای مختلف تیمارها نیز کلش برنج با بیشترین ضخامت، کمترین میزان رواناب و رسوب را در اندازهگیریها ثبت کرد.
وی خاطرنشان کرد: نتایج این پژوهش نشان میدهد استفاده از مالچهای طبیعی مانند خاک اره، کلش برنج و لاشبرگ و سرشاخه میتواند روشی ساده، کمهزینه و سازگار با محیطزیست برای احیای مسیرهای چوبکشی رهاشده و کاهش فرسایش خاک در جنگلهای هیرکانی باشد. با توجه به در دسترس بودن خاک اره بهعنوان یکی از محصولات جانبی و دورریز صنایع چوب در شمال کشور، استفاده از آن میتواند از نظر اقتصادی نیز قابل توجه باشد.
احمدی افزود: بهکارگیری این روش میتواند با کاهش رواناب و جلوگیری از انتقال خاک، به بهبود شرایط نفوذ آب در مسیرهای چوبکشی و بازگشت تدریجی کارکردهای طبیعی خاک کمک کند و در نهایت، در حفظ منابع آب و پایداری اکوسیستمهای ارزشمند جنگلهای هیرکانی مؤثر باشد.
انتهای پیام
* نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند