در نشست تخصصی سومین روز از بیست و دومین گردهمایی سالانه باستانشناسی ایران که از پنج اسفندماه در موزه ملی ایران در حال برگزاری است، یافتههای جدیدی از فصل ششم کاوش باستانشناختی آبراهههای تخت جمشید ارائه شد.
به گزارش دیدهبان علم ایران، احمد علی اسدی، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر شیراز در ارائه فصل ششم کاوش باستانشناختی آبراهههای تخت جمشید گفت: کاوش فصل ششم آبراههها، علاوه بر نهایی کردن امکان دفع روانآبها از محدوده حیاط جنوبی کاخ تچر، آگاهیهای نسبتا کاملی از نقشه ساختمانی آبراهههای این بخش، چگونگی و روند ساخت آنها، دلایل نقشه نامتقارن و ناموزون آبراههها و در نهایت روند و رویدادهای مرتبط با یافتههای درون این سازهها در اختیار قرار داد. مهمترین نکته موجود این بود که بنابر بررسی نقشه کلی شبکه آبراههها در محدوده کاخ تچر و بنای موسوم به G در شرق آن، احتمالا معماران هخامنشی در ابتدا قصد ساخت کاخ تچر را در محدودهای که امروزه کاخ G قرار دارد، داشتهاند؛ با این حال، در نهایت کاخ در محل فعلی و امروزی آن ساخته میشود.
او افزود: مورد مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد، توجه معماران هخامنشی به حفاظت از دیواره غربی تختگاه در محدوده حیاط جنوبی کاخ تچر است. در واقع به نظر میرسد که آبراهه شماره ۹ در شکل ۲ عمدتا برای اطمینان از عدم نفوذ روانآبها به درون این بخش از بدنه تختگاه و در نهایت جلوگیری از صدمات احتمالی آن به دیواره غربی تختگاه ایجاد شده باشد.
در ادامه فضل الله محمدزاده به تشریح فصل ششم کاوش باستانشناختی آبراهههای تخت جمشید پرداخت.
گفتنی است، فصل ششم از کاوش های باستان شناختی در آبراهه های تخت جمشید به سرپرستی دکتر احمد علی اسدی؛ عضو هیئت علمی باستان شناسی دانشگاه هنر شیراز و با مشارکت کارشناسانی از این دانشگاه و پایگاه میراث جهانی تخت جمشید در پاییز ۱۴۰۲ انجام شد.
نتایج کاوش های انجام شده تا آن زمان، منجر به شناسایی دو آبراه و سه دریچه جدید از آبراهه ها در حیاط جنوبی کاخ تچر شده بود. آبراهه های تازه کاوش شده به تمامی – در کف، دیواره های جانبی و سقف ـ از بلوک های سنگی تراش خورده و با معماری بسیار دقیقی ایجاد شده اند. پیوستگی و همسانی شکل این آبراهه ها با شبکه آبراهه های زیر کاخ تچر نشان دهنده تعلق آن به ساخت سازهای آغازین تخت جمشید و در واقع دوره داریوش بزرگ است.
در رسوبات داخلی آبراهه های مذکور تاکنون یافته های قابل ملاحظه ای از جمله قطعات شکسته برخی کنگره های سنگی پلکان ها، بخشهای از نقوش برجسته انسانی افراد مشهور به ضیافت بران و همچنین یک قطعه بسیار مهم کتیبه میخی بابلی نیز کشف شده است. با این حال مهم ترین یافته فصل کاوش جاری تاکنون بقایای یک اسکلت نسبتاً کامل انسانی است که دقیقاً بر روی کف آبراهه امتداد یافته از کاخ تچر به سمت بنای موسوم به H شناسایی شده است. این اسکلت به همراه نمونه هایی که در فصل سوم و چهارم کاوش ها (در محل دروازه ناتمام) شناسایی شده بودند، بیست و یکمین نمونه از بقایای اسکلتهای یافته شده در آبراهه های تختگاه تخت جمشید را شامل می شود.
اسکلت اخیراً یافت شده به احتمال قریب به یقین با رویدادهای مرتبط با پایان حیات تخت جمشید در دوره هخامنشی و یا وقایع بلافاصله رخ داده پس از آن مرتبط است، زیرا فرد درگذشته که جنسیت آن تاکنون مشخص نشده، زمانی بر روی کف آبراهه قرار گرفته که هیچ گونه رسوباتی مربوط به متروک شدن بناهای تخت جمشید به داخل آبراهه ها راه نیافته بوده است و پس از قرار گرفته پیکر مذکور است که ظاهرا بلافاصله روی آن با رسوبات پوشانده می شود. با توجه به ادامه داشتن فصل کاوش انتظار میرود یافته های قابل توجه دیگری نیز به تدریج آشکار شود. تمامی یافته ها و رسوباتی که در درون آبراهه های شناسایی شده به دست آمده توسط متخصصین مختلفی از جمله آسیب شناس اسکلت انسانی (پاتولوژیست)، باستان انگل شناسی (پالئوپارازیتولوژیست)، و همچنین متخصصان گرده ها و دانه های گیاهی در حال آزمایش هستند و یا آزمایشات آن به زودی صورت خواهد گرفت. این مطالعات به ویژه درمورد اسکلت انسانی و نحوه مرگ او دارای اهمیت بسیاری است و زوایای بیشتری از وقایع رخ داده در تخت جمشید پس از آتش زدن و ویرانی آن به دست اسکندر مقدونی را آشکار خواهد کرد.
سخنران بعدی این نشست علمی، سجاد علیبیگی، دانشیار گروه باستانشناسی دانشگاه رازی بود که به تشریح فصل دوم کاوش در قواختپه (قباقتپه) کوزران کرمانشاه پرداخت و تصریح کرد: بقایای کاوششده نشان داد که وضعیت محوطه قواختپه نسبتاً پیچیده است. این موضوع به دلیل ابعاد محوطه و فرایندهای پس از نهشته شدن در محوطه روی داده است. زیرورو شدن بخشهایی از محدودۀ مورد کاوش به واسطۀ حفر چالههای باستانی ذخیره غلات باعث شده که در برخی نقاط ماهیت، شکل و وضعیت بقایای معماری قابل درک نباشد و ما تنها در نیمی از ترانشه بقایای معماری را به شکل نسبتاً گویا داشته باشیم.
او گفت: ساختارهای آشکار شده دو مرحلۀ معماری مشخص و یکی دو زیر لایه از دورۀ ساسانی را نشان میدهد اما بقایای دورۀ اشکانی تماماً به وسیلۀ چالهها بریده شدهاند. لایههای ضخیم دورۀ ساسانی و اشکانی نشان میدهد که بقایای دورۀ آهن در زیر حدود ۶ متر لایه دورۀ تاریخی دفن شده است و تنها به واسطۀ تغییرات پسا-انباشتی است که مواد عصر آهن به سطح آمده و یا در لایهنگاری فصل قبل آشکار شده است. در این فصل نیز تنها در روزهای پایانی لایههای دورۀ آهن شناسایی شد و به دلیل وسعت اندک محدودۀ مورد کاوش به بقایای معماری برنخورد.
انتهای پیام
* نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند