یک خزرشناس با تأکید بر اینکه نوسان تراز آب دریای خزر تنها یکی از عوامل مؤثر بر وضعیت این پهنه آبی است، هشدار داد که گرمایش جهانی، کاهش اکسیژن، افزایش سولفید هیدروژن، صید و شکار بیش از ظرفیت، آلودگی و تغییرات ایجادشده در رودخانههای ورودی، همزمان زیستبوم خزر را تحت فشار قرار دادهاند و کاهش فشارهای انسانی برای جلوگیری از تشدید آسیبها ضروری است.
به گزارش دیده بان علم ایران، حمید علیزاده لاهیجانی، خزرشناس و معاون پژوهشی و آموزشی پژوهشگاه اقیانوس شناسی و علوم جوی در نشست تخصصی «بهرهبرداری پایدار از دریای خزر در شرایط تغییر اقلیم و نوسان تراز آب» که ۱۹ مردادماه به مناسبت روز منطقه ای دریای خزر در پژوهشگاه اقیانوسشناسی و علوم جوی برگزار شد اظهار داشت: تغییر تراز آب خزر ناشی از نبود تعادل میان آب ورودی و آب خروجی از این پهنه آبی است. آب ورودی عمدتاً از رودخانهها، بارش روی دریا و آبهای زیرزمینی تأمین میشود و در مقابل، خروج آب عمدتاً از طریق تبخیر از سطح دریا و خلیجهای حاشیهای آن صورت میگیرد.
وی افزود: حدود ۱۳۰ رودخانه به دریای خزر وارد میشوند که رودخانههایی همچون ولگا، اورال، ترک، سولاک، سفیدرود، کورا و سمور از جمله رودخانههای بزرگ ورودی به خزر هستند و رودخانه ولگا به تنهایی حدود ۸۰ درصد آبدهی رودخانهای خزر را تأمین میکند.
این خزرشناس ادامه داد: هرگاه تبخیر از سطح خزر افزایش یابد و آب ورودی نتواند این میزان خروج آب را جبران کند، تراز آب کاهش پیدا میکند و در مقابل، افزایش آب ورودی، بهویژه از رودخانه ولگا، میتواند موجب افزایش تراز آب شود.
علیزاده لاهیجانی با اشاره به دامنه تاریخی نوسان تراز آب دریای خزر گفت: در دوره اندازهگیریهای دستگاهی، تراز آب خزر حدود سه متر نوسان داشته است و برای افزایش سه متری تراز آب از حدود ۲۹- به ۲۶- متر، نزدیک به یک هزار و ۳۰۰ کیلومتر مکعب آب وارد دریا شده است. به همین ترتیب، کاهش سه متری تراز نیز تقریباً با خروج همین میزان آب از طریق تبخیر سطحی همراه بوده است.
تغییر اقلیم و افزایش تبخیر
معاون پژوهشی و آموزشی پژوهشگاه با بیان اینکه گرم شدن هوای روی دریا و افزایش دمای آب سطحی یکی از عوامل افزایش تبخیر است، گفت: عامل مهمتر در این زمینه، تغییر رژیم باد در زمان کاهش تراز آب است که موجب خروج بیشتر رطوبت از دریای خزر میشود.
وی تصریح کرد: مقایسه حجم مفید سدهای ساختهشده بر روی رودخانههای ورودی، میزان آب مصرفی سالانه و تغییرات حجم آب خزر نشان میدهد که سدهای موجود به تنهایی نمیتوانند نوسانات تراز آب دریای خزر را کنترل کنند.
به گفته این خزرشناس، حجم مفید سدهای موجود در رودخانههای ورودی به خزر در مجموع حدود ۱۰۲ کیلومتر مکعب است که حدود ۸۰ کیلومتر مکعب آن مربوط به حوضه ولگا است. همچنین میزان مصرف آب در کل حوضه آبریز خزر حدود ۴۵ کیلومتر مکعب در سال برآورد شده که حدود ۴۲ درصد آن در حوضه ولگا مصرف میشود.
علیزاده لاهیجانی در عین حال تأکید کرد که تغییر رژیم آبدهی رودخانهها و برداشت زیاد آب در سواحل غربی و جنوبی خزر، پیامدهای مهمی برای زیستبوم رودخانهای دارد و میتواند موجب تخریب زیستگاههای رودخانهای و جلوگیری از تکثیر طبیعی بسیاری از ماهیان شود.
خزر تنها با مسئله کاهش تراز آب مواجه نیست
عضو هیئت علمی پژوهشگاه با تأکید بر اینکه نباید تمام مسائل دریای خزر را به نوسان تراز آب نسبت داد، اظهار کرد: «آنچه که اکنون در دریای خزر در حال رخ دادن است بسیار فراتر از نوسان تراز آب است.»
وی افزود: نوسان تراز آب در دورههای مختلف سابقه داشته و اکوسیستم خزر در گذشته نیز دورههایی از افزایش و کاهش تراز را تجربه کرده است؛ بنابراین، اگرچه تغییر تراز میتواند موجب پیشروی آب و غرقابی سواحل در دورههای افزایش تراز و پسروی آب و خشکشدن تالابها در دورههای کاهش تراز شود، اما نباید این پدیده را عامل اصلی تمام تخریبهای زیستبوم خزر دانست.
علیزاده لاهیجانی ادامه داد: در حال حاضر، در بخش اصلی آب دریای خزر، کماکسیژنی و افزایش سولفید هیدروژن در ارتباط با گرمایش جهانی در حال گسترش است و فشار ناشی از صید و شکار بیش از ظرفیت نیز بر این شرایط افزوده شده است.
وی هشدار داد: در شرایطی که دریای خزر تحت فشار طبیعی ناشی از گرمایش جهانی قرار دارد، لازم است فشار عوامل انسانی بر این زیستبوم کاهش یابد؛ در غیر این صورت، احتمال کاهش شدید ذخایر زیستی، انقراض گونهها و گسترش شکوفاییهای جلبکی افزایش خواهد یافت؛ روندی که پیامدهای نامطلوبی برای خود دریا و ساکنان سواحل آن خواهد داشت.
نوسان تراز خزر با ارومیه و آرال قابل مقایسه نیست
این خزرشناس با اشاره به تفاوت شرایط دریای خزر با دریاچه ارومیه و دریاچه آرال گفت: کاهش تراز آب خزر را نمیتوان با شرایط این دو دریاچه مقایسه کرد، زیرا نسبت آب مصرفی به کل آب ورودی در ارومیه و آرال بسیار بالاتر است.
وی افزود: در رودخانه ولگا، میزان برداشت آب از رودخانه حدود هشت درصد آبدهی آن است و بخشی از آب برداشتشده نیز دوباره به حوضه آبریز ولگا بازمیگردد؛ در حالی که در مناطق خشک آرال و ارومیه، میزان آب مصرفشده به میزان آب برداشتشده بسیار نزدیک است.
علیزاده لاهیجانی تأکید کرد: زیستبوم خزر تحت تأثیر فشارهای انسانی متعددی از جمله تغییرات فیزیکی در رودخانهها، آلودگی، صید و شکار بیش از ظرفیت و حضور انسان در زیستگاهها قرار دارد و نباید نوسان تراز آب به عاملی برای پوشاندن سایر کاستیها در حفاظت از زیستبوم خزر تبدیل شود.
پیشبینی آینده تراز آب خزر با عدم قطعیت همراه است
معاون پژوهشی و آموزشی پژوهشگاه درباره چشمانداز تراز آب دریای خزر نیز گفت: پیشبینی تراز آب خزر با عدم قطعیت بالایی همراه است و در دورههایی که روند تراز افزایشی بوده، پیشبینیها نیز عمدتاً افزایش بیشتر تراز را نشان دادهاند و در دورههای کاهشی نیز روند مشابهی در پیشبینیها دیده شده است.
وی ادامه داد: بخش قابل توجهی از پیشبینیهای منتشرشده بر اساس مدلهایی انجام شدهاند که وضوح بالایی ندارند و هنگام ورود به محدوده دریای خزر، برهمکنش میان دریای خزر و جو را بهطور مناسب در نظر نمیگیرند.
این خزرشناس با اشاره به وضعیت آبدهی رودخانه ولگا در سال جاری میلادی اظهار کرد: اطلاعات اندازهگیریشده نشان میدهد که در جریان طغیان بهاری امسال حدود ۱۲۰ کیلومتر مکعب آب وارد خزر شده است؛ در حالی که این میزان در دوره مشابه سال گذشته حدود ۷۰ کیلومتر مکعب بوده است.
علیزاده لاهیجانی افزود: با توجه به پیشبینیهای اقلیمی مبنی بر احتمال بارش بیشتر در پاییز در منطقه ایران و قفقاز، احتمال تثبیت تراز آب دریای خزر یا حتی تغییر روند و افزایش تراز آب نیز وجود دارد.
حفاظت از خزر نیازمند کاهش فشارهای انسانی است
در این نشست که حسین فرجامی، رئیس پژوهشکده علوم جوی پژوهشگاه نیز در آن حضور داشت ضمن بحث و بررسی در خصوص آخرین تحولات دریای خزر، عوامل مؤثر بر نوسانات تراز آب، پیامدهای تغییرات اقلیمی و وضعیت زیستبوم این پهنه آبی تاکید شد که آینده دریای خزر را نمیتوان تنها بر اساس تغییرات تراز آب ارزیابی کرد. این پهنه آبی تحت تأثیر همزمان تغییرات اقلیمی و مجموعهای از فشارهای انسانی قرار دارد و مدیریت پایدار آن نیازمند توجه همزمان به وضعیت آب، رودخانههای ورودی، کیفیت محیط زیست، ذخایر زیستی، آلودگیها و میزان بهرهبرداری انسانی است. بر این اساس، کاهش فشارهای انسانی بر زیستبوم خزر، حفاظت از زیستگاههای رودخانهای و ساحلی، مدیریت پایدار منابع آب حوضه آبریز و توجه جدیتر به پیامدهای گرمایش جهانی، از مهمترین الزامات حفاظت از دریای خزر در شرایط پیشرو به شمار میرود.
انتهای پیام